السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

112

تفسير الميزان ( فارسي )

بار ديگر ظرف براى بعضى آياتش اعتبار شده ، از باب ظرفيت مجموع براى بعض و فرموده : « در آن آياتى روشن نازل كرديم » . و اين كلمه از كلماتى است كه قرآن كريم آن را وضع كرده و هر دسته از آياتش را يك سوره ناميده ، و استعمال آن در كلام خداى تعالى مكرر آمده ، و مثل اينكه وجه اين نامگذارى معناى لغوى آن است ، كه همان ديوار دور شهر باشد كه بر شهر احاطه مىكند ، چون سوره قرآن نيز حصارى است كه چند آيه و يا يك غرض معينى را كه در مقام ايفاى آن است در بر گرفته است . راغب مىگويد كلمه « فرض » به معناى بريدن چيز محكم و تاثير در آن مىباشد ، مانند ، فرض آهن و . . . سپس گفته : فرض ، همان معناى ايجاب را مىدهد ، با اين تفاوت كه واجب كردن چيزى را به اعتبار وقوع و ثباتش ايجاب مىگويند ، و به اعتبار بريده شدن ، و يك طرفى شدن تكليف در آن ، فرض مىگويند ، هم چنان كه خداى تعالى فرموده : * ( « سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَفَرَضْناها » ) * ، يعنى سوره اى كه ما عمل به آن را بر تو واجب كرديم . و نيز مىگويد : اين كلمه هر جا كه در جمله « فرض اللَّه عليه - خدا بر او فرض كرد » واقع شده باشد ، معناى ايجابى را مىدهد كه خداى تعالى مكلف را بدان وارد و تكليف كرده ، و هر جا در جمله « فرض اللَّه له » واقع شده باشد ، معناى توسعه و رخصت را مىدهد ، مانند : « ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّه لَه - در آنچه خدا نصيب كرده براى پيغمبر حرجى بر او نيست » « 1 » . پس اينكه فرمود : * ( « سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَفَرَضْناها » ) * ، معنايش اين است كه اين سوره را ما نازل كرديم ، و عمل به آن احكامى كه در آن است واجب نموديم ، پس اگر آن حكم ايجابى باشد ، عمل به آن اين است كه آن را بياورند ، و اگر تحريمى باشد عمل به آن اين است كه ترك كنند و از آن اجتناب نمايند . و اينكه فرمود : * ( « وَأَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » ) * مراد از آن - به شهادت سياق - آيه نور ، و آيات بعد از آن است كه حقيقت ايمان و كفر و توحيد و شرك را ممثل مىسازد ، و اين معارف الهى را تذكر مىدهد . * ( « الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ ) * . . . * ( الْمُؤْمِنِينَ » ) * كلمه « زنا » به معناى جماع بدون عقد يا بدون شبه عقد يا بدون خريد كنيز است ، و كلمه

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « فرض » .